تبليغاتX
فریاد در سکوت
فریادی در سکوت خفقان اور این جامعه

 فرارسیدن عید مبعث و ظهور روشنایی را در میان جهل و تاریکی به تمام مسلمانان جهان تبریک می گویم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

نوشته شده توسط قلم سبز در ساعت 21:1 | لینک  | 

سلام.به مناسبت فرا رسیدن مبعث پیامبر(ص) قصد کردم داستان هایی شیرین و خواندنی از زندگانی پربرکت پیامبر نقل کنم.امیدوارم مفید واقع شود.

1.شوخی پیامبربا یاران

پیابمر اکرم(ص) روزی پیرزنی از قبیله ی اشجع را دید و فرمود: پیرزن ها داخل بهشت نخواهند شد.زن پس از شنیدن این حرف شروع به گریه کرد.بلال حبشی به آن زن رسید و علت گریه اش را پرسید.پیرزن گفت : رسول خدا(ص) فرمودند: پیرزن ها داخل بهشت نخواهند شد.

بلال محضر آن حضرت آمد و گفت : یا رسول الله، چنین فرموده اید؟ حضرت فرمودند: بلی،سیاهان هم به بهشت نخواهند رفت.بلال هم شروع به گریه کرد. عباس عموی حضرت آن دو را دید. سبب گریه ی آن دو را پرسید، آن ها گفتند: پیامبر(ص) چنین فرموده اند. عباس نزد پیامبر رفت و جریان را از محضر ایشان جویا شد، حضرت فرمودند: بله، حتی پیرمردها هم به بهشت نمی روند.عباس(س) نیز مانند آن دو شروع به ناله و شیون کرد.

آنگاه حضرت آن سه را به حضور طلبیدند و آرام کردند و فرمودند:

« خداوند پیرمردان و پیرزنان و سیاهان را در بهترین شکل و قیافه زنده می کند و همه درحالی که جوان و نورانی اند، داخل بهشت می شوند.»

                                                      بحارالانوار، جلد١٦، صفحه ی ٢٩٥، باب دهم

 

۲.ساده زیستی پیامبر(ص)

ابن مسعود که یکی از اصحاب دانشمند رسول خدا (ص) بود، می گوید: روزی وارد اتاق پیامبر(ص) شدم، درحالی که حضرت روی حصیر خوابیده بود. همین که پیامبر از خواب بیدار شد، دیدم که به واسطه ی فشار چوب های خشک و زبر حصیر اثرش روی بدن مبارک پیامبر(ص)دیده می شود. وقتی که این وضع را دیدم، به حضرت عرض کردم:اجازه بدهید من با سایر اصحاب برای اتاق شما وسایل استراحت و آسایش فراهم نماییم.

حضرت فرمودند: «وسایل استراحت بیشتری برای این دنیا لازم نیست، زیرا من مانند مسافر و رهگذری هستم که در سایه ی درختی استراحت می کنم و باید پس از اندکی استراحت به مقصد خود حرکت کنم.»

کنزالعمال، جلد٣،صفحه ی٢٤٣

 

3.انفاق حضرت(ص)

عایشه می گوید روزی گوسفندی را ذبح کردیم و پیامبر تمام قسمت های گوشت را به دیگران انفاق نمود و تنها کتفی از گوسفند باقی ماند.من به پیامبر عرض کردم : یا رسول الله!از گوشت گوسفند تنها کتف آن باقی مانده است.

رسول خدا فرمودند: هر آنچه انفاق کردیم باقی است، به غیر از این کتف.

کنزالعمال، خطبه ی١٦١٥

 

۴.فاداری در همه ی کارها

عمار می گوید: پیش از بعثت، من و حضرت محمد(ص) شبانی (چوپانی) می کردیم.روزی به ایشان پیشنهاد کردم که خوب است به چراگاه«فخ» برویم(برای چراندن گوسفندان).حضرت موافقت کرد.فردا صبح من گوسفندان را به چراگاه فخ بردم.وقتی آن جا رسیدم، دیدم حضرت قبل از من به آن جا رسیده، ولی گوسفندان خود را از چریدن باز می دارد.پرسیدم: چرا نمیگذاری گوسفندان بچرند؟

در پاسخ فرمود:چون به تو وعده داده بودم،میل نداشتم پیش از تو،گوسفندان من از این مرتع بچرند.

بحارالانوار،جلد١٦، صفحه ی٢٢٤

 

 

نوشته شده توسط قلم سبز در ساعت 22:56 | لینک  | 

تعریف برزخ :

- حد و فاصله ی بین دو چیز را برزخ گویند و از این جهت فاصله ی بین مرگ تا روز قیامت، نیز برزخ گفته شده است.(معجم مفردات الفاظ قرآن/ص٤١، از راغب اصفهانی)

- مابین دنیا و آخرت از هنگام مرگ تا برانگیختگی اخروی را برزخ گویند، هرکس بمیرد وارد آن می شود.(مجمع البحرین- ج٢٤٣٠، شیخ فخرالدین طریحی)

 

واژه ی برزخ:

- این واژه سه بار در قرآن آمده است:

سوره ی٥٥ (الرحمن)/آیه ی١٩و٢٠

سوره ی٢٥(فرقان)/آیه ی٥٣

سوره ی٢٣(مومنون)/آیه ی١٠٠ ----- ازلحظه ی مرگ تا روز برانگیختن فاصله است.

 

- این واژه در نهج البلاغه دوبار آمده است:

خطبه ی٢١٢/ صفحه ی٦٩٥(مطابق شرح و ترجمه ی فیض الاسلام)

خطبه ی٢١٣/ صفحه ی٧٠٤

 

- این واژه در روایات نیز چند مورد دیده می شود. ازجمله:

امام صادق(ع):

 1.برزخ عالم قبر است که عبارت از ثواب و عقاب بین دنیا و آخرتمی باشد.

 2.سوگند خدای را که جز عالم برزخ بر شما بیم ندارم.

تفسیر نورالثقلین، جلد٣/ صفحه ی ٥٥٣ – بحار، جلد٦/ صفحه ی٢١٤و٢١٨

 

شیخ صدوق در کتاب خود با ذکر حدیثی از امام صادق(ع) می نویسد:«هرکه پرسش قبر را انکار کند، شیعه ی ما نیست.»

 

امالی الصدوق/صفحه ی٣٠١،شیخ صدوق – بحار،جلد٦ /صفحه ی٢٢٣

 

٭یکی از نام های برزخ،«عالم مثال»است و این نامگذاری بدین جهت است که :ثواب و عذاب برزخی، نمونه و مثل پاداش و کیفر آخرت است.

نوشته شده توسط قلم سبز در ساعت 22:53 | لینک  | 

شناخت جایگاه سخاوت و ایثارگری

سخاوت آن است که تو آغاز کنی، زیرا آنچه با درخواست داده می شود یا از روی شرم و یا از بیم شنیدن سخن ناپسند است.

نهج البلاغه - حکمت ٥٣

نوشته شده توسط قلم سبز در ساعت 23:25 | لینک  | 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

« فَانَّ حِزبُ الله هُمُ الغالبون»

"پس همانا حزب خدا پيروز است."

پيروزي غرورآفرين دلاوران حزب الله وشکست ننگين سلطه جويان صهيونيست

 بر همه ي آزادگان مبارک باد.

سلام بر نصرالله

نوشته شده توسط قلم سبز در ساعت 18:36 | لینک  | 

ماموران مرگ 

مامور مرگ کسیت؟

خداست که شما را می میراند . یونس 104

فرستادگان ما او را می میرانند . انعام 61

فرشته ی مرگ او را می میراند. سجده 11

.......................................

از این ایات فهمیده می شود که:

الف- میراننده ی اصلی خداست ؛از این رو در برخی ایات به ان ذات اقدس ،نسبت داده شده است.

ب-ماموریت اصلی به عهده ی فرشته ی مرگ ،عزرائیل می باشد.

ج-منظور از فرستادگان همان فرشتگان می ابشند که دستیاران فرشته ی مرگ (عزرائیل) هستند.عزرائیل دارای دستیارانی از فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب می باشد که زیر نظر او کار می کنند. بحارالانوار /ج6/ص141

***********************

مرگ و سیمای فرشتگان

مرگ وسیمای فرشتگان مرگ برای نیکوکاران و بد کاران یکسان نیست. به ایات زیر توجه کنید:

الف-نسبت به نیکوکاران

فرشتگان ] رحمت[،وقتی جان انسان های پاک را گیرند ؛به انها درود فرستند و گویند:به جهت اعمال نیکتان ،اکنون به بهشت درایید. نحل 32

اما صادق:مرگ برای مومن همانند بو کردن بهترین گلهاست و با مرگ تمام درد ها و رنجهای او از بین می رود. معانی الاخبار/ص287

ب- نسبت به بد کاران

اگر سختی حال کافران ا هنگامی که فرشتگان جان انها را می ستانند بنگری (خواهی دید که:) بر رو و پشت انان می زنند و به انها می گویند :((مزه ی سوزنده ی اتش را به جهت کردار زشت دنیاتان بچشید.)) انفال /50-51

پس (بدکاران) با چه حال سختی رو به رو شوند؛ هنگامی که فرشتگان ]عذاب[ جانشان را می گیرند و بر رو و پشت انها (تازیانه) می زنند. محمد / 27

(شدت مرگ انچنان است) که ساقها یپایشان به هم در پیچد. قیامت /29

*****************************

حکایت

حضرت ابراهیم (ع) از عزرائیل در خواست کرد که چهره یخود را به هنگام گرفتن جان کفار و بد کاران ،به او نشان دهد!

عزرائیل:روی برگردان !

ابراهیم رو ی برگرداند و و قتی عزرائیل خودش را بدان شکل در اورد ؛ابراهیم مردی سیاه چهره را دید که موهایش (چون سیخ )ایستاده ،بسیار بدبو و بد لباس است و از دهان و بینی اش دود و اتش زبانه می کشد ؛ابراهیم از شدت ترس و هراس غش کرد و بر زمین افتاد .

عزرائیل به شکل اولش(که سراغ مومن می اید)در امد و او را به حال اورد .

ابراهیم گفت:اگر کافران و بد کاران ،غیر از این کیفر ،هیچ عذاب دیگری نداشته باشند ؛انها را بس است.

****************************

نخستین منزلگاه

عالم بین دنیاو اخرت برزخ نام دارد .عالم برزخ نسبت به اخرت (قیامت بزرگ )،قیامت کو چک نامیده می شود . از این رو در روایت امده است:

رسول اکرم(ص):مرگ اغاز قیامت است ،هر کس که بمیرد،قیامتش بر پاست .

المحجمه البیضا /ج8/ص297

بنا بر این ،مراد از قیامت در روایت ،قیامت کوچک (عالم برزخ)میباشد (نه ،قیامت بزرگ=عالم اخرت)

 

نوشته شده توسط یه مسلمان 15 ساله  در ساعت 16:45 | لینک  | 

با سلام

بچه ها هرکسي در باره ي مسائل ديني _چه اعتقادي ، چه احکام _مشکل داره و درپي راه حل اونه ، مي تونه با مرکز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه ي علميه ي قم مکاتبه کنه. خود من به شخصه يه نامه نوشتم و توش چند سوال عقيدتي کردم و آن ها هم برام پاسخ کاملش را فرستادند.پاسخ ها هم قانع کننده و با استفاده از استدلال عقلي بود.حتما سر بزنيد، مطمئن باشيد ضرر نمي کنيد.

آدرس:

شوراي عالي حوزه علميه قم

مرکز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي

قم- خيابان صفاييه-کوچه۱۹-پلاک۴۵

صندوق پستي ۳۷۱۸۵/۴۴۶۶

نمابر۷۷۳۷۲۱۳

آدرس سايت:

http://www.andisheqom.com

E-mail:howzeh@andisheqom.com

نوشته شده توسط قلم سبز در ساعت 23:48 | لینک  | 

با سلام

طبق احاديث ائمه ي اطهار ، نماز اساس دين و وسيله ي سنجش اعمال مردم است ، چرا که قرآن ثمره ي نماز رابازداشتن از فحشاء و منکر مي داند- ان الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر.

امام صادق (ع) مي فرمايند:« هرکس دوست دارد بداند نمازش قبول شده يا نه، ببيند آيا نمازش او را از گناه و زشتي بازداشته يا نه؟ پس به هرقدر که نمازش او را از گناه و زشتي بازداشته ، به همان اندازه نمازش قبول شدهو بقيه اعمال او نيز مورد قبول خداوند است.»

نوشته شده توسط قلم سبز در ساعت 23:44 | لینک  | 

اندیشه ی مرگ

 

مرگ بهترین و سازنده ترین موعظه برای انسان است و غفلت از ان باعث گرایش به پستی می شود.

به ایات زیر توجه کنید:

 

((مردمان غافل  همانند چهارپایانند بلکه از انها بسی گمراه تر ))                                    اعراف179

 

رسول اکرم:((هوشیار ترین مردم کسی است که بیش به یاد مرگ باشد و خود را برای ان اماده کند))                                              

                                                                                                   المحجه  البیضا  /ج8/ص242

 

رسو ل اکرم :((پرهیز گار ترین مردم کسی است که : قبر و عذابهای ان را از یاد نبرد / زینتهای دتیا او را نفریبد/ سرای اخرت را بر این دنیای گذران بر گزیند / فردا را از عمر خویش  نشمرد و خود را اماده ی مرگ کند.))                   

                                                                                              مکارم الاخلاق باب 12 /ص 463

 

امام صادق (ع):((یاد مرگ خواهشها و هواسهای نفسانی را می میراند /ریشه های غفلت را قطع می کند/ دل را به نویدهای الهی نیرو می دهد / خوی بندگی را در نهاد انسان می افریند / نقش و نگار های دلباختگی به دنیا را به هم می زند/ شعله های حرص و طمع را فرو می نشاند و دنیا را پست و کوچک می گرداند.))

 

                                                                                                     المحجه البیضا /ج8/ص 242

 

مرگ چیست؟

 

قران درباره ی ماهیت مرگ کلمه ی ((توفی)) را به کار می برد .واژه ی((توفی)) در شکلهای گوناگون ماده ی ((وفی)) 66 بار به کار رفته است که در 14 ایه رسما از مرگ تعبیر به ((توّفی)) می شود.*

 

در «قاموس قران»((وفی و توفی))چنین معنا شده است:

((وفا و ایفا به معنی تمام کردن است - وفای به عهد- یعنی ان را به طور کامل و بدون کم و کاست و مطابق وعده انجام دهی ))

 

انسان در هنگام مرگ با تمام شخصیت و واقعیتش تحویل فرشتگان الهی می گردد و انها نیز به طور کامل و تمام او را دریافت می دارند .از این رو مرگ را با واژه ی ((وفات ))  یا ((توفی)) تعبیر می شود.

بنابر این مرگ از دیدگاه قران نیستی، نابودی و فنا نیست بلکه انتقال از جهانی به جهان دیگر است .

 

به این ایه زیر توجه کنید:

 

 ((انگاه که مرگ یکی از شما را فرا رسد ؛فرستادگان ما، او را (به تمام و کمال)دریافت می کنند.))

                                                                                                                       انعام  61

 واژه ی ((توفی)) گاهی به معنای خواب نیز در قران امده است:

 

((اوست خدایی که چون شب هنگام به خواب می روید ؛شما را (موقت)میمراند و پس از ان شما را بیدار می کند تا انگاه مرگتان که نزد او معین است فرا رسد ؛به سوی او باز می گردید تا شما را از نتیجه ی کردارتان اگاه کند.))                                                                                              انعام 60

 

((خداوند جانها را در هنگام مرگ و انکه مرگش فرا نرسیده در هنگام خواب دریافت می کند ؛سپس انکه حیاتش در دنیا به سر امده ؛در نزد خود نگه می دارد و دیگری را تاوقت معین (که مرگش فرا رسد )، به دنیا باز می فرستد.))                                                                                             زمر 42

 

این دو ایه شباهت خواب با مرگ را بیان می کند ؛همانگونه که هنگام مرگ روح انسان عالم ماده را در می نوردد  و به جهان دیگری سیر می کند ؛در هنگام خواب نیز روح انسان وارد جهانی دیگر می شود .

تفاوت خواب با مرگ این است که در خواب به طور موقت و در مرگ به طور دائم روح دریافت می شود و بعد از مرگ بازگشت روح انجام نمی شود ولی در خواب می شود.

به جهت شباهت خواب و مرگ از جهت دریافت روح ؛گاهی خواب را(( مرگ کوچک)) و یا  مرگ را ((خواب بزرگ)) می نامند.

 

به این احادیث توجه کنید :

 

امام سجاد (ع):((بسیار شگفت اور است کسی مرگ را انکار کند و حال انکه در هر شبانه روز ،مرگ (موقت خود را به هنگام خواب )می بینند.))                                      الفروع من الکافی/ج3/ص 258

 

امام باقر (ع):((مرگ همان خوابی است که هرشب به سراغتان می اید؛با این تفاوت که مدتش طولانی است.))                                                                                               معانی الاخبار /ص289

 

 

 

ادامه دارد ..............

 

نوشته شده توسط یه مسلمان 15 ساله  در ساعت 16:48 | لینک  | 

در کودکی پستی /در جوانی مستی/ در پیری سستی /پس کی خدا پرستی؟؟؟؟

کجایی نیستی در شهر شب و ÷س کوچه ها خالیست.........

نوشته شده توسط یه مسلمان 15 ساله  در ساعت 4:32 | لینک  | 

<<بسم الله الرحمن الرحیم>>

انما المومنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم ایته زادتهم ایمانا و علی ربهم یتوکلون(۲) الذین یقیمون الصلوه و مما رزقنهم ینفقون(۳) اولئک هم المومنون حقا لهم درجت عند ربهم و مغفره و رزق کریم(۴) سوره انفال

"مومنان کسانی اند که هرگاه (در حضور آنها) ذکر خدا بیاید پس (از استحضار عظمت او) دلهایشان می ترسد، و هرگاه آیات خدا بر آنان خوانده شود، پس آن آیات ایمانشان را بیشتر (مستحکم) می سازد و آنها بر رب خویش توکل می کنند (و) کسانی که نماز برپا می دارند و از آنچه ما به آنها داده ایم، انفاق می کنند (فقط) مومنان بر حق ایشانند برای ایشان است درجات بزرگ نزد پروردگارشان و (برای ایشان) آمرزش و رزق با عزت هست."

صفات مومنین سه گونه اند:

اول - متعلق به قلب و باطن باشد مانندایمان و خوف خدا و توکل به خدا

 دوم - متعلق به اعمال جسمانی باشد مانند نماز و غیره

سوم - متعلق به مال و رزق انسان باشد مانند انفاق در راه خدا

 

بنابر این در قبال این سه نوع صفات عالی سه نوع انعام وعده داده شده است:

۱- درجات عالیه در قبال صفات قلبی و باطنی

۲- مغفرت در مقابل آنچه که متعلق به ظاهر بدن انسان است مانند نماز و روزه و غیره

۳- رزق کریم در قبال انفاق در راه خدا

                     

نوشته شده توسط یه مسلمان 15 ساله  در ساعت 4:26 | لینک  | 

فداکاری را از گل بیاموزید که کفشی را که باعث مرگش است را خوشبو می کند.

تاریکترین لحظه ی شب قبل از طلوع خورشید است.

<<ارزو دارم شنوا باشم انگاه که مرا می خوانی>>

نوشته شده توسط یه مسلمان 15 ساله  در ساعت 14:22 | لینک  |