یکشنبه دوازدهم آذر 1385
دوسه روزه که دلم بد جوری هواتو کرده باز دوباره هوس گرمی اون نگاتو کرده
چند شبه که باز دوباره تو به خوابم نمیای تو سراغ این دله خونه خرابم نمی ای
هر جمعه دارم من با خودم می گم که امروز تو میای
اما وقتی که دیگه غروب می شه دلم میدونه نمیای
هر غروب جمعه من با یه سبد یاس پرپر
می شینم منتظرت تا تو بیای از سفر تا تو بیای از سفر
ای من به فدای قامت رعنا اون سبز قبات
بیا دلگیر دیگه بدون تو حالا این جمعه شبها
توبیا که توی دنیا قحطی مهر و عاطفه است
واسه عاشقای دنیا عاشقی یه خاطره است
نوشته شده توسط یه مسلمان 15 ساله در ساعت 0:24 | لینک
|
