|
سلام خدمت تمام کسایی که به این وبلاگ سر زدن وبار دیگرطراوتی تازه به ما بخشیدند.یادتون میاد سری قبل گفتم :چون درسام زیاد شده دیگه نمی تونم به وبلاگ نویسی ادامه بدم در ضمن ایمیل هام هم می بندم .ولی با کمک شما وخدا توانستم بار دیگر سکان این کشتی را دردست بگیرم.آیا به یاد دارید که گفتم:هدف از زندگی رسیدن به محبوب است؟در این مطلب نظر من این است که گفتم.نظر شما چیست؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 15:28  توسط یه مسلمان 15 ساله
|
به نظرشماحفظ دین در این جامعه راحت تراست یا جوامع اروپایی؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 15:27  توسط یه مسلمان 15 ساله
|
.
و امروز دلم لرزيد!!! و حقايقي آشکار شد!!! و با خداي خود به سخن نشستم! و علت واقعه را جويا شدم! و سه احتمال پاسخم بود : - اول آنکه تقاص گناهان گذشته را پس مي دادم! - دوم آنکه مورد آزمايش و امتحان الهي قرار گرفته بودم! - سوم آنکه نشانه و آيه اي براي دريافت پيامي خدايي ارسال شده بود! و هر کدام از اين سه احتمال را که بررسي کردم دريافتم که خداي من عاشق من است! و من نيز بيش از پيش به او عاشق گشتم! اگر احتمال اول حقيقت داشته باشد, از لطف خداست که در اين دنيا عذابم کرده تا آتش عذاب اخروي بر من خنک شود. و اگر احتمال دوم محقق باشد از رحمت پروردگارم است, که بر من نماياند که هنوز لکه اي از انسانيت در دلم باقيست! و خدا هنوز اميد پيشرفتم را دارد و مرا قابل آن دانسته که گوشهْ چشمي به من اندازد! و در صورتي که احتمال سوم واقع باشد از کرم و بخشش يزدانيست که دلم را به راهش هدايت مي کند و چشمانم را آماده ديدن حقيقتي نو مي سازد! و خواستار کاشتن بذري از از گلهاي حقيقت در کشتگاه دلم است. و شايد زنگ خطريست که مرا هوشيار سازد که ظرفم پر شده و بايد به دنبال ظرفي مقاوم تر و حجيم تر بگردم تا گنجايش درک مراتب بالاتر را داشته باشم!!!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 2:35  توسط یه مسلمان 15 ساله
|
|
|